تبليغاتX
هیچ عبادتی به تفکر در آفرینش الهی نمیرسد


هیچ عبادتی به تفکر در آفرینش الهی نمیرسد

بین الکترونها و پروتونها نیروی جاذبه و بین خودشان باهم نیروی دافعه وجود دارد که ماهیت این نیروها هنوز شناخته نشده است اما برای تحلیل ساده تر بارالکتریکی را مطرح کرده که برای الکترون با علامت منفی و برای پروتون با علامت مثبت مشخص شده است.
 

 آموزش برق به زبان ساده...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:13 قبل از ظهر توسط فاطمه| |

پلاسما

پلاسما‏‎ چيست‌؟‏‎

پلاسما ، PLASMA – حالتي از ماده است كه در دماي خيلي بالا بوجود مي آيد و ساختارهاي مولكولي مفهوم خود را در اين وضعيت از دست مي دهند . در حالت پلاسما اتم ها و ذرات زير اتمي مانند مانند الكترون و پروتون و نوترون آزادانه در محيط حركت مي كنند و تغيير موقعيت مي دهند . حالت ماده متشكله تمامي ستارگان ، پلاسما است .
پلاسما در فيزيك،يك محيط رساناي الكتريكي است كه تعداد ذرات باردار مثبت و منفي آن تقريبا با هم برابرند و زماني ايجاد مي شود كه اتم ها در گاز يونيزه شوند.
گاهي به پلاسما‏‎ حالت‌‏‎ چهارم ماده اطلاق مي شود كه از حالتهاي سه گانه جامد،مايع،گاز متمايز است.
هر الكترون داراي يك واحد بار منفي است.
بار مثبت توسط اتمها يا مولكولهايي كه اين الكترونها را از دست داده اند حمل ميشود در موارد نادر اما جالب ، الكترونهايي كه از يك نوع اتم يا مولكول جدا شده اند به تركيب ديگري متصل ميشوند و منجر به توليد پلاسما ميشوند كه هر دو يون مثبت و منفي را دارا است.

توضيح كامل تري از پلاسما:

گازهايي كه تا حد زيادي يونيده هستند رساناهاي خوبي براي الكتريسيته هستند. علاوه بر آن حركت ِ ذرات باردار ِ گازها هم مي تواند ميدان الكترومغناطيسي توليد كند. (تابش موج). وقتي گاز يونيده تحت تأثير يك ميدان الكتريكي ِ ساكن قرار بگيرد حاملهاي بار در اين گاز به سرعت طوري مجددا توزيع مي شوند كه قسمت ِ اعظم ِ گاز در مقابل ِ ميدان محافظت مي شود. لانگ موير ( Langmuir ) در سال 1929 در مجله ي فيزيكال ريويو لترز Physical Review letters شماره ي 33 صفحه ي 954 ناحيه اي از گازها را كه نسبتا خالي از ميدان است و محافظت شده است و در آن بارهاي مثبت و منفي در توازن اند پلاسما ناميد و نواحي محافظ روي مرز ِ پلاسما را پوشينه ناميد.
از مهمترين خواص پلاسما اينست كه مي كوشد از لحاظ الكتريكي خنثي بماند.
در ابتدا پلاسما در ارتباط با تخليه ي الكتريكي در گازها و قوسهاي الكتريكي و شعله ها مورد نظر بود اما اينك در اخترفيزيك نظري، مسأله ي گداخت و راكتورهاي هسته اي گرمايي و مهار ِ يونها هم مورد اهميت است. براي تشكيل پلاسما نيازمند ِ دماي بالايي هستيم تا توانايي تفكيك الكترونها را از يونهاي مثبت در گازها داشته باشيم. جايي كه الكترونش يك طرف و يونهاي مثبتش يك طرف ديگر باشد را پلاسما مي گويند. براي ايجاد پلاسما از راكتور گرمايي استفاده مي شد اما جديدا از ليزر و مواد جامد هم استفاده مي شود.

منبع : مقالات علمي ايران

ارسال شده توسط مرتضي باقرزاده    به نقل از هوپا

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 2:5 قبل از ظهر توسط فاطمه| |


 
028536.jpg

اگر كسي به شما بگويد كه مي تواند شما را طوري روي صندلي بنشاند كه بدون بسته بودن به آن،باز هم نتوانيد بلند شويد، فكر مي كنيد شوخي مي كند. ولي واقعيت دارد! بعد از خواندن اين مطلب، شما هم مي توانيد با ديگران اين شوخي را بكنيد!
اگر به صورت معمولي روي صندلي بنشينيد و بالاتنه تان را صاف و قائم نگه داريد و پاهايتان را به زير صندلي خم نكنيد، بدون تغيير وضعيت بالاتنه و پاهايتان، هرگز نمي توانيد برخيزيد. يعني تا زماني كه پاهايتان را به زير صندلي نبرده و يا بالاتنه تان را به جلو خم نكنيد، هر قدر هم كه به عضله هايتان فشار بياوريد، نمي توانيد برخيزيد.
براي فهميدن اين موضوع، بايد درباره تعادل اجسام، به خصوص تعادل بدن انسان، قدري صحبت كنيم.
هر جسمي مركز جرم يا مركز ثقلي دارد كه در اجسام متقارن، در مركز يا وسط آنها قرار دارد. در واقع، برآيند همه نيروهايي را كه از طرف زمين به جسم وارد مي شود مي توان در مركز جرم در نظر گرفت. وقتي كه خط قائم از مركز جرم يك جسم، از داخل سطح اتكاي آن بگذرد، آن جسم نمي افتد. به همين دليل، استوانه مايل يا ساختمان كج حتماً مي افتد، اما اگر استوانه به قدري ضخيم باشد كه خط قائم از مركز جرم آن، از سطح اتكايش بگذرد، استوانه نمي افتد. مثال آن مي تواند برج  معروف پيزا در ايتاليا باشد كه با آنكه مايل شده ، نمي افتد. زيرا خط قائم از مركز جرمش از داخل سطح اتكايش مي گذرد. و البته دليل ديگر اين كه پايه هاي آنها در زمين فرورفته است.
آدمي هم كه ايستاده فقط تا وقتي كه خط قائم از مركز جرمش، از سطح محدود بين دو كف پايش مي گذرد، نمي افتد. به همين دليل، ايستادن روي يك پا مشكل است و ايستادن روي طناب از آن هم سخت تر است، زيرا سطح اتكا بسيار كوچك است و خط قائم از مركز جرم به راحتي از حدود سطح اتكا خارج مي شود.
يك مثال جالب در اين باره مي توان زد: دريانورداني كه تمام عمرشان روي كشتي اند و همراه با آن تلو تلو مي خورند .
دريانوردان روي زمين، برحسب عادت، به شكل خاصي راه مي روند. آنها عادت كرده اند كه پاهايشان را از هم دور نگه دارند، چون بر روي كشتي در هر لحظه ممكن است خط قائم از مركز جرم آنها از سطح اتكايشان خارج شود. پس سعي مي كنند در هر لحظه تعادل خود را با دور كردن پاهايشان از يكديگر و بيشتر كردن سطح اتكايشان حفظ كنند.
بنابراين، وقتي روي صندلي نشسته ايم، چون مركز جرم بدن ما در جايي حدود ۲۰ سانتي متر بالاتر از ناف قرار گرفته، اگر خط قائمي از آنجا رسم كنيم، از زير صندلي و عقب كف  پاها مي گذرد و نمي توانيم بلند شويم.
پس براي بلند شدن از روي صندلي يا بايد سينه را جلو بدهيم تا مركز جرم را جلو بياوريم، يا پاها را عقب ببريم تا سطح اتكا در زير مركز جرم قرار بگيرد.
ما براي بلند شدن از روي صندلي، هميشه اين كار را مي كنيم و اگر اجازه اين دو كار را به ما ندهند، آن وقت نمي توانيم از روي صندلي برخيزيم.
مركز جرم و تعادل از بخش هاي اصلي علم فيزيك اند. پس بار ديگر كه خواستيد از روي صندلي برخيزيد، به ياد اين آزمايش بيفتيد و واقعاً آن را امتحان كنيد.
 
سيامك نيك طلب به نقل از  www.hamshahrionline.ir
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:42 قبل از ظهر توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin